کرمان

کبوترخانه جان‌ها از او معمور گشت          پس چرا این زیره را من سوی کرمان می‌برم

تقویم را ورق میزنم تا عید چند هفته ای مانده است و طاقتم طاق شده است. سفر، سفر، دلم سفر میخواهد. اما امان از جیب خالی و ضیق وقت!

نگاهم روی تعطیلات ۲۲ بهمن میماند که با یک تعطیلی دیگر بین التعطیلی ساخته اند! فقط یک روز مرخصی!! خودم میتوانم برق چشمانم را حس کنم. شب موضوع سفر  را با همسفر مطرح میکنم. فشار کاری ماه های قبل از عید زیاد است و میدانم که به این راحتی ها نیست. اما همسفر نیز خسته است و هوس سفر دارد اما میگوید: “دو هفته مونده، بذار ببینیم چی میشه” خب با این جواب قطعا باید قید برنامه ریزی و سفر با قطار را زد (هواپیما هم که با توجه به هزینه بلیت قبلا قیدش زده شده است).  خب یک سفر زمینی دیگر. چه بهتر از این البته! گزینه های ممکن را بررسی میکنم. قطعا بدنبال یک مقصد داخلی هستم. هوا خیلی سرد نباشد، خیلی شلوغ نباشد، تکراری هم نباشد. تقریبا تا شعاع ۸۰۰ کیلومتری تهران را قبلا گز کرده ایم! گزینه های زیادی نداریم باید کمی دورتر برویم و قطعا به سمت جنوب.

کرمان عزیزم! بارها به واسطه ماموریت کاری به کرمان رفته بودم. همچنین سالها پیش نیز سفری خانوادگی به کرمان داشتیم. تقریبا دیدنیهای اصلی کرمان را دیده بودم اما هنوز خط نخورده های زیادی در لیست داشتم. از طرفی همسرم تا کنون به کرمان نرفته بود. پس کرمان میتوانست مقصد خوبی باشد.

کم کم به روزهای سفر نزدیک میشدیم که در صفحه اینستاگرام یکی از دوستان لست سکندی شهر تاریخی میمند را دیدم. قبلا در موردش شنیده بودم اما در ذهنم نمانده بود. الان فرصت خوبی بود. میمند نیز در برنامه سفر قرار گرفت. با قطعی شدن برنامه سفر یک هفته قبل از تعطیلات به فکر محل اقامت افتادم. طبق معمول اولین انتخاب ما خانه معلم بود که متاسفانه هیچ کدام از شماره تلفنهای موجود در اینترنت پاسخگو نبودند و از رزرو خانه معلم ناامید شدم. پس به سراغ هتل ها و خانه های بومگردی رفتم. اقامتگاه خانه سنگی میمند را برای یک شب و به مبلغ نفری ۶۵ هزار تومان رزرو کردم. برای اقامت در کرمان نیز ارزانترین هتل این شهر یعنی هتل کرمان را به قیمت هرشب ۱۵۰ هزارتومان برای اتاق دوتخته با صبحانه انتخاب کردم.

ابتدا کمی در مورد این استان بخوانیم و سپس برویم به سراغ سفرنامه.

معرفی استان کرمان:

استان کرمان پهناورترین استان ایران است و بیش از ۳ میلیون نفر جمعیت دارد. کرمان از استان‌های مهم و تاریخی کشور به ‌شمار می‌آید و به نوعی مرجع صنعتی، فرهنگی، سیاسی، کشاورزی دانشگاهی-علمی، مذهبی در میان استان‌های منطقه جنوب شرق کشور است. این استان بیش از ۶۶۰ اثر ملی ثبت شده و ۷ اثر ثبت شده در میراث جهانی یونسکو دارد.

شهرهای استان کرمان

 

مرکز استان کرمان، شهر تاریخی کرمان میباشد. این شهر به دلیل اهمیتی که در ایران داشته در برهه ‌هایی از زمان به عنوان پایتخت ایران مطرح بوده ‌است. در برخی دوره‌ ها چند پایتخت در زمان‌های مختلف و در دوران حکام و پادشاهان مختلف وجود داشته ‌است. در برخی دوره ‌ها کرمان به عنوان پایتخت ایالتی مطرح بوده و چند شهر مهم دیگر را هم در قلمرو خود داشته‌ است. دوره ‌هایی که کرمان در کنار برخی شهرهای دیگر پایتخت بوده‌است عبارتند از:

قراختائیان: حدود ۷۰ سال، تنها کرمان پایتخت بوده‌است.

آل بویه: به همراه چند شهر دیگر و در دوره‌ های مختلف.

آل مظفر: کرمان به همراه چند شهر دیگر.

زندیه: پس از سقوط شیراز توسط آقامحمدخان قاجار، لطفعلی خان زند به کرمان رفت و این شهر را مدتی پایتخت قرار داد.

 

آب و هوا و بهترین زمان سفر:

تنوع آب و هوایی استان کرمان به دلیل شرایط خاص اقلیمی قابل توجه ‌است. در نتیجه این شرایط اقلیمی، در نواحی شمال و شمال غربی آب و هوا خشک، در جنوب و جنوب شرقی گرم و مرطوب و درجنوب غربی و مرکز سرد و کوهستانی است.

به طور کلی دمای هوا به طور میانگین در استان کرمان به شرح زیر است:

بهار: ۱۳ الی ۲۲ درجه سانتیگراد

تابستان: ۲۴ الی ۳۳ درجه سانتیگراد

پاییز: ۱۲ الی ۲۴ درجه سانتیگراد

زمستان: ۱ الی ۸ درجه سانتیگراد (بالای صفر).

بهترین زمان سفر به کرمان فصل بهار به ویژه اردیبهشت ماه و همچنین از اوایل شهریور تا اوایل مهر ماه است. بهترین زمان برای کویرنوردی نیز از اوایل آذر تا اوایل اسفند است.

 

دسترسی:

  • هوایی

راحتترین راه سفر به این استان، سفر هوایی است. در حال حاضر پروازهایی بین کرمان و شهرهای تهران، اصفهان، تبریز، شیراز، مشهد، اهواز و کیش برقرار است.

  • ریلی

قطار نیز میتواند گزینه مناسبی باشد که همه روزه در چندین نوبت از تهران حرکت دارد. زمان سفر با قطار حدود ۱۲ ساعت و طولانی میباشد.

  • جاده‌ای

آخرین راه نیز استفاده از اتوبوسهای بین شهری و یا اتومبیل شخصی است که این مسیر نیز در حدود ۱۲ ساعت میباشد.

 

محل اقامت:

در کرمان هتل های زیادی وجود دارد. مهمترین هتلهای این شهر عبارتند از:

هتل پارس کرمان(★★★★★)

هتل جهانگردی(★★★★)

هتل گواشیر(★★★)

هتل هزار(★★★)

هتل اخوان(★★)

هتل امین(★★)

هتل کرمان(★★)

علاوه بر هتلها، میتوانید برای اقامت از خانه های بومگردی که در سرتاسر استان وجود دارد نیز استفاده کنید و یا شبی را در کمپ های کویری بگذرانید.

مسیری که ما در این سفر طی کردیم مطابق تصویر زیر است.

Untitled.png

مسیر پیموده شده در طول سفر

 

روز اول(۹۷/۱۱/۱۸)- همسفر جاده ها

بالاخره پنجشنبه فرا رسید، قبل از سفر همه چیز خیلی بی برنامه و هول هولکی بود، فشردگی کار خیلی زیاد بود و کلا دو ساعت وقت داشتم که چمدان را ببندم، اما به محض اینکه با خودروی خاکستری پایه سفر از پارکینگ خارج شدیم انگار روح آرامش در کابین دمیده شد و استرسهای کاری محو شد. دوباره و برای بارها به این نتیجه رسیدم که سفر درمان هر دردی است و هزینه ای نیست که به هدر برود.

مقصد دور بود! حدود ۹۲۰ کیلومتر تا میمند. پیش بینی ۱۲ ساعت راه را داشتیم که حدود ۸ شب در مقصد باشیم. اما ترافیک خروجی تهران پیش بینی ما را برهم زد و ساعت ۱۰ صبح موفق شدیم از حریم شهر خارج شویم.

برای نهار به کاشان رسیدیم. به مرکز شهر رفتیم تا به رستوران خانه سنتی عباسیان برویم. این رستوران فضای دلنشینی داشت با غذایی متوسط. نقد و بررسی این رستوران و سایر رستورانهایی که در این سفر نام میبرم را میتوانید در قسمت نقد و بررسی سایت پیدا کنید.

فضای داخلی رستوران

مثل همیشه به سراغ ناآشناترین غذای منو رفتم گوشت لوبیا غذای سنتی کاشان که بد نبود اما چندان هم جذاب نبود. به هرحال رسم زندگی این است که همیشه همه چیز ایده آل نیست! هزینه غذا برای یک پرس لقمه و یک پرس گوشت لوبیا ۸۹ هزار تومان شد.

نهار در رستوران سنتی عباسیان

بعد از استراحتی کوتاه ادامه مسیر دادیم و حددو ساعت ۱۰ شب بود که به میمند رسیدیم. ساعت ۱۰ شب، جاده بدون چراغ، آسمان پرستاره کویر، روستای ثبت شده یونسکو، به سبک قدیمی و بدون خیابان کشی. انگار وارد دره ای شده بودیم و در طرفین کوه ها ما را احاطه کرده بودند. حس زیبا و رعب آوری بود! تناقضی عجیب.

موقعیت روستای میمند

اقامتگاه را از آقای ابراهیمی رزرو کرده بودیم. جوانی همسن و سال خودمان که گردشگری خوانده است و در حال تلاش برای توسعه گردشگری این روستاست. بسیار خونگرم، مهربان و آگاه. از قبل برای شام با ایشان هماهنگ کرده بودیم، شام توسط محلی ها در خانه های محلی آماده و سرو میشد. البته یک رستوران کوچک نیز در میانه روستا قرار داشت.

هنوز محو عجایب این روستا بودم و واقعا نمیتوانستم موقعیتی که هستم را درک کنم. خانه های طبقاتی در دو طرف دره در دامان کوه کنده شده بود. خانه هایی که هزاران سال قدمت دارد. دو هزار سال پیش و حتی بیشتر چطور انسانهایی با ابزار آلات ساده توانسته اند این تعداد خانه را در دل کوه حفر کنند واقعا اعجاب انگیز بود. باورنکردنی! از دامنه کوه بالا رفتیم و وارد یکی از خانه ها شدیم. در واقع وارد یکی از غارها! خانه ای بی آلایش با حداقل امکانات. فضای خانه شامل یک سالن بزرگ مشترک و یک آشپزخانه بود. خانواده ای چهارنفره در این خانه سکونت داشتند.

خانه سنگی که در قسمتی از آن محصولات محلی را میفروختند

برای شام اشکنه و کال جوش به همراه نان محلی خوردیم (هزینه غذا برای دونفر ۳۰ هزارتومان شد) غذا ساده و خانگی بود.  مدتی با بچه ها و پدر و مادرشان گپ زدیم. این خانواده در واقع ساکن قلعه بابک هستند و تنها آخر هفته برای پذیرایی از مهمانان به روستا میایند. هنوز شام ما تمام نشده بود که بچه ها در گوشه ای از اتاق به خواب رفتند. چقدر دلم هوس سادگی این زندگی را کرد.

شام محلی

بعد از شام به سمت اتاق خودمان رفتیم. غار سنگی ما یک اتاق چهارتخته بود. به دلیل حفظ ساختار سنتی روستا هیچ کدام از خانه ها سرویس بهداشتی و حمام ندارند و سرویسهای بهداشتی در چند محل در داخل روستا قرار دارند که ممکن است تا محل اقامت کمی فاصله داشته باشند. وسایل را در اتاق گذاشتیم و مدت مدیدی در سرمای زمستانی بیرون غار به تماشای ستارگان نشستیم.

اقامت در تاریخ

روز دوم (۹۷/۱۱/۱۹)- از میمند تا ماهان

وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم حس میکردم هنوز صبح نشده است، درون غار هیچ پنجره ای نبود. غلتی زدم و از سفتی رختخواب و دیوار سیاه مجاورم فهمیدم که کجا هستم! دیواره های داخلی غارها همگی سیاه هستند و دلیل آن روشن کردن مداوم آتش درون غارها بوده است تا رطوبت دیواره ها و سقف از بین برود. قسمتهای اندکی که سیاه نبود بسیار سست و شکننده بود.

برای خوردن صبحانه و دیدن روستا عازم شدیم. روستا در روشنایی روز حس دیگری داشت و از آن ابهت اولیه و حس عجیب و گیرایی خبری نبود. صبحانه محلی را مجددا در همان خانه محلی دیشب خوردیم و برای دیدن روستا به همراه آقای ابراهیمی عازم شدیم.

صبحانه در خانه سنگی

هزینه گشت روستا نفری ۲۰ هزار تومان بود که ترجیح دادیم با پرداخت این مبلغ بیشتر از تاریخ روستا بدانیم.

این روستا تنها روستای ثبت جهانی ایران در یونسکو میباشد که قدمتی بین سه هزار الی ۱۲ هزار سال دارد و هنوز مطالعات باستان شناسی دقیقی در آن انجام نشده است. این روستا در سال ۱۳۹۴ ثبت یونسکو شده است و ساختار آن کاملا حفظ شده است. البته تعدادی خانه جدید (با حفظ ساختار سنگی) در روستا احداث شده است که یونسکو دستور تخریب آنها را داده است.

یونسکو در مورد روستای تاریخی میمند شهربابک میگوید: “در انتهای دره‌ای در جنوب کوه‌های مرکزی ایران منطقه تاریخی «میمند شهربابک» واقع شده‌است که شیوه زندگی مردمانش از سال‌های دور تا به امروز به شکل سنتی همچنان در جریان است. کوچ نشینانی که روزگارشان را از راه کشاورزی و دامداری می‌گذرانند و میان اقامتگاه‌های تابستانی و زمستانی خود در فصول مختلف سال در حرکت هستند. در طول فصل سرما در قسمت‌های انتهایی دره و در خانه‌های صخره‌ای که در دل کوه ساخته شده‌اند اقامت دارند.”

نمایی کلی از روستا که خانه های متعددی در دامان کوه وجود دارد

این روستا تا حدود ۴۰ سال پیش یک روستای کاملا فعال بوده است و شامل مدرسه، مسجد، حمام و … بوده است اما به تدریج براثر خشکسالی و از بین رفتن مشاغل کشاورزی و دامداری ساکنین به شهر کوچ کرده اند و در حال حاضر تنها افراد کمی که اکثرا مسن هستند در روستا ساکن هستند.

علاوه بر خانه های عجیب و طبقاتی روستا، این روستا شامل یک آتشکده، حمام، مسجد، حسینیه و مدرسه میباشد که برخی از آنها قابل بازدید است.

آتشکده در حال حاضر به موزه تبدیل شده است. آتشکده مشابه خانه های سنگی بوده و دارای چند بخش است که به نظر میرسد در بخشی از آن آتش مقدس نگهداری میشده است. در حال حاضر در این موزه میتوان با شیوه زندگی مردم این منطقه بیشتر آشنا شد.

آتشکده سنگی

حمام تاریخی روستا نیز در جوار رودخانه و در پایین دست مسیر اصلی قرار دارد. تاریخ دقیق ساخت آن مشخص نیست اما حداقل قدمتی به اندازه روستا دارد. فضای اصلی حمام از سه بخش تشکیل شده است: ورودی، فضای میانی یا رختکن و فضای اصلی یا گرمخانه که شامل خزینه، حوض آب سرد و محلی برای نظافت است. نور حمام از سوراخی که در وسط حوضچه قرار دارد تامین میشود.

خداحافظی با میمند

ماهان شهری خوش آب و هوا در نزدیکی کرمان است که در دامنه کوه‌های چوپار و پلوار قرار دارد.

پس از ۳ ساعت رانندگی حدود ظهر به ماهان رسیدیم و برای نهار به رستوران متولی باشی در مجاور محوطه شاه نعمت الله ولی رفتیم. غذا برخلاف ظاهر خوب رستوران اصلا خوب نبود. یک پرس سلطانی به همراه دوغ و سالاد ۵۵هزار تومان شد که کیفیت بسیار پایینی داشت.

سپس از مقبره شاه نعمت الله ولی بازدید کردیم. بازدید از این محل همه روزه از ساعت ۹ صبح الی ۱۱ شب بصورت رایگان ممکن است.

شاه نعمت الله عارف و شاعر بزرگ قرن هشتم و نهم هجری قمری بوده است که از ۵ سالگی با تصوف آشنا شده است و از صوفیان بزرگ ایران و اسلام است.

 

هرچند کز روی کریمان خجلیم        غم نیست که پرورده این آب و گلیم

در روی زمین نیست چو کرمان جایی        کرمان دل عالم است و ما اهل دلیم

 

مقبره شاه نعمت الله ولی

مقبره کمی شلوغ بود اما هنوز هم میشد حس خاص و آرامش بخش این محل را حس کرد وارد صحن اصلی شدیم، فردی درویش مانند آوازی میخواند مدتی نشستیم و گوش به این آواز دلنشین سپردیم.

این آرامگاه ابتدا تنها یک بنا بوده است که در میان باغی قرار داشت و هسته اولیه آن گنبدی منفرد بود که احمد شاه بهمنی دکنی -پادشاه هندوستان و از ارادتمندان وی- در سال ۸۴۰ ه‍.ق دستور ساخت آن را داد. در دوره‌های بعدی بناهای دیگری در کنار این سازه ساخته شد و آرامگاه به شکل امروزی خود در آمد. الحاقات این مجموعه بیشتر به دوران شاه عباس اول صفوی و محمد شاه و ناصرالدین شاه قاجار تعلق دارند چرا که این افراد ارادت خاصی برای عرفا و بزرگان شیعه قایل بودند.

این فضا شامل چندین حیات، بقعه اصلی، صحن های جانبی، موزه و … میباشد. درب موزه بسته بود و برای بازدید بایستی با مسئول آن هماهنگ کنید.

 

روز سوم (۹۷/۱۱/۲۰)- به سوی شگفتی ها!

برای برنامه امروز هیجان بیشتری داشتم. در این محدوده دو ارگ تاریخی مهم واقع شده اند. ارگ بم و ارگ راین. ارگ بم در ۱۹۲ کیلومتری کرمان قرار دارد و رفت و برگشت به آن زمان زیادی از ما میگرفت. از طرفی بازسازی ارگ بم همچنان ادامه دارد. پس تصمیم گرفتیم بازدید از ارگ بم را به آینده موکول کنیم و به سمت ارگ راین -قلعه نفوذ ناپذیر تاریخ- به راه افتادیم. بازدید از ارگ راین همه روزه از ساعت ۸ صبح الی ۱۸ عصر ممکن است. بلیت ورودی نیز ۲۵۰۰ تومان میباشد.

پیشینه این ارگ به دوران ساسانی برمیگردد و تا ۱۵۰ سال پیش قابل سکونت بوده است و حدود ۵۰۰۰ نفر در آن زندگی میکرده اند. ارگ راین به تعبیری پس از ارگ بم دومین بنای خشتی بزرگ جهان است و با بازدید از ارگ راین می توانید در کوچه پس کوچه های سازه ای قدم بزنید که هیچ فرمانروایی در طول تاریخ نتوانست آن را فتح کند.

دیواره پیرامونی ارگ

وقتی به دروازه ارگ رسیدیم از عظمت آن شگفت زده شدم و اصلا انتظار رویایی با فضایی به این وسعت را نداشتم. وارد ارگ شدیم و بازدید را از سمت راست  شروع کردیم. که به خانه های عمومی اختصاص داشت محلی که احتمالا افراد معمولی در آن ساکن بوده اند و یا در دوران کهن تر به هنگام جنگ مردم عادی به این خانه ها پناه میاورده اند. بازسازی این بخش ها کامل نشده است و تنها دیواره ها قابل رویت است و نمیتوان تصور کاملی از فضا داشت اما قدم زدن در همین دالانهای باریک و اتاقهای بهم مرتبط شما را به عمق تاریخ پرتاب خواهد کرد.

انتهای محله عامه نشین به خان نشین منتهی میشود. به میدانی میرسید که لابد محل تجمع مردم محلی بوده است، حاکم شهر در ایوان رو به این فضا میایستاده و سخنرانی میکرده است و از بالا آنها را نقاطی ریز میدیده است که شعار زنده باد سر میدهند و از درد و غم این مردم بی خبر بوده است.

میدان اصلی

خان نشین که قلعه اصلی میباشد با دیواره ها و برجهایی احاطه شده است و دارای بخشهای مختلفی از جمله مهمانپذیر و اقامتگاه اصلی است. معماری بخشهای مختلف تقریبا یکسان است و همگی شامل حیات کوچکی هستند که دورتادور آن اتاقهایی قرار دارد.

بخش های اندرونی

جذابترین بخش آن قطعا پشت بام زیبای قلعه است. البته در حال حاضر بازدید از برجهای دیدبانی ممکن نیست اما قطعا سربازی که وظیفه ش دیدبانی در این برجها بوده، در آن زمان انسان خوشبختی بوده است.

پشت بام

در ادامه از سمت چپ قصر دیدن کردیم که بازار، آتشکده، انبار، حمام  و محل زندگی اقشار مختلف در این بخش قرار دارند.

شکوه تاریخ

علیرغم میل باطنی پس از بازدیدی ۲ ساعته از ارگ خارج شدیم. برای نهار پس از پرس و جو از محلی ها به رستوران خان سالار رفتیم. کیفیت و قیمت غذا مناسب بود. هزینه نهار برای یک پرس جوجه و یک پرس کوبیده ۳۳ هزار تومان شد. در قسمت نقد و بررسی ها میتوانید اطلاعات بیشتری از رستورانهای این سفر را ملاحظه کنید.

نهار در رستوران خان سالار

پرسنل رستوران بسیار مهمان نواز و با صفا بودند. کاش صفا و صمیمیتی که هنوز بین مردم در شهرهای کوچک وجود دارد در شهرهای بزرگ هم جریان داشت. بعضی وقتها چقدر قدم زدن بین مردم در خیابانهای خاکستری تهران و نگاه های سنگی مردم عذاب آور است.

این رستوران دقیقا دور میدان امامزاده شیرخدا قرار دارد. این امامزاده در وسط میدان واقع است و از زیارتگاه های تاریخی این شهر است.

امامزاده شیرخدا

پس از صرف غذا و چای پس از آن که مهمانمان کردند، عازم کلوت شهداد شدیم. برای رسیدن به کلوت بایستی به سمت جاده نهبندان(مشهد) بروید. کویر شهداد دارای سه منطقه سبز، زرد و قرمز است. افراد عادی و بدون راهنما تنها میتوانند وارد بخش سبز شوند که شامل جنگلهای نبکا و کلوتهاست. دسترسی به این مسیر سخت نیست و جاده نیز بسیار شلوغ و پرتردد است و حدود ۱۵۰ کیلومتر با کرمان فاصله دارد. برای دیدن جاذبه های بکرتر مثل گندم بریان(گرمترین نقطه زمین)، رودشور( تنها رود جاری و زنده کویر) و پلی گونها بایستی با لیدرمحلی همراه شوید. همچنین میتوانید از قنات و قلعه شفیع آباد شهداد نیز دیدن کنید.

 

پس از عبور از شهر شهداد تابلویی نمایان میشود و شما را تا محدوده کلوتها راهنمایی میکند. کمپ کویری شهداد نیز امکاناتی برای اقامت و شب مانی دارد. در صورت تمایل میتوانید یک شب در این محل کمپ کنید و یا از تورهای سافاری، شترسواری و … که در این محل برگزار میشود استفاده کنید. اما ما بدنبال شترسواری و ماشین سواری نبودیم آمده بودیم تا خود خود کویر را ببینیم و با پای برهنه حسش کنیم.

در مسیر ابتدا به جنگلهای کویری نبکا میرسید که نوعی پوشش گیاهی مختص کویر است. این گلدانهای کویری که ارتفاع آنها تا ۱۰ متر نیز میرسد از  ماسه، لای، رس و سیلت تشکیل شده است. شکل نبکا تابعی از اندازه، تراکم و میزان رشد گیاه است.

پوشش گیاهی نبکا

چند کیلومتر جلوتر به کلوتها خواهید رسید. مانند بقیه گردشگران اتومبیل خود را  در کنار جاده پارک کردیم. سعی کنید از مسیری که پیش از این توسط سایر اتومبیلها پاکوب شده است حرکت کنید تا در شن گیر نکنید. کفشهایمان را در آوردیم و با پای برهنه دل به کویر سپردیم. در کویر باید رها باشید، باید انرژی مثبت زمین را جذب کنید و انرژی منفی خود را به زمین بسپارید. باید شنها را حس کنید و نوازش مادرانه آن را درک کنید.

کلوت خیره کننده است واقعا حسی که در میان کلوتها داشتم قابل توصیف نیست. از همسرم جدا شدم و هرکدام مدتی به تنهایی قدم زدیم. سکوت مطلق بود، زمین بود و کوه. دوباره سکوت، صدای پا و دیگر هیچ.

مدتی روی زمین نشستیم و به کلوتها خیره شدیم. دوست نداشتم آن لحظه تمام شود. خورشید در حال غروب بود و تا ساعاتی دیگر آسمان پرستاره کویر نمایان میشد. آسمان پرستاره ای که هیچ وقت دیدن آن نصیبمان نشد. نه در سفر به مرنجاب که با برخورد سلیقه ای برخی ماموران و درهای بسته کویر مواجه شدیم و مجبور به برگشت شدیم، نه در سفر به مصر که آسمان آن چند شب ابری بود و حالا در شهداد. از ابتدا قصد شب مانی نداشتیم اما الان دلم دیدن ستاره ها را میخواست. کمی صبر کردیم تا هوا کمی تاریک شود اما بی حاصل بود خبری از ستاره ها نبود. راه تا کرمان زیاد بود و خسته بودیم. از کلوت دل کندیم و عازم شهر شدیم.

آن شب به رستوران سنتی مکث رفتیم و غذای محلی کرمان که بزقرمه نام دارد را امتحان کردیم. این غذا مانند گوشت کوبیده ایست که با کشک و نعناع داغ سرو میشود. البته اصل این غذا گویا با گوشت تکه ای است. من طعم غذا را دوست داشتم. سفارش ما شامل بزقرمه و مرغ سرخ شده بود شد که کیفیت غذا خوب بود. هزینه شام ۴۰هزار تومان شد.

یک روز مانده به آخر! (۹۷/۱۱/۲۱)- کرمان گردی

هیچ وقت روز یک روز مانده به آخر سفر را دوست ندارم! همیشه دلم برای محلی که در آن هستم تنگ میشود و حس میکنم به زودی باید آغوش گرمی را رها کنم. امروز نوبت کرمان گردی بود. عازم میدان ارگ شدیم که بافت تاریخی کرمان در همان محدوده قرار دارد.

اتومبیل را در میدان ارگ پارک کردیم و گشت شهری مان را آغاز کردیم. میدان ارگ فضایى مستطیل شکل به ابعاد ۱۳۰*۱۶۰ متر بوده و حدود ۱۴۰ باب مغازه دارد که دورتادور آن قرار دارند. قدمت این میدان به دوران قاجار میرسد.

میدان ارگ

در ضلع شرقی میدان ورودی بازار نقارخانه کرمان قرار دارد که معماری این قسمت مربوط به اواخر دوره قاجاری میباشد. بازار کرمان چهارسوق ها و بازارهای متعددی را شامل میشود.

بازار کرمان

کمی که در بازار جلو بروید به چهارسوق گنجعلی خان میرسید که شامل بازار، ضرابخانه، مسجد، کاروانسرا، آب انبار و حمام گنجعلی خان است. چهارسوق گنجعلی‌ خان که محل تقاطع دو راسته بازار است، در گذشته یکی از پرترافیک‌ترین نقاط تجاری شهر کرمان بوده است. گنجعلی خان که از حاکمان مشهور دوران شاه عباس است از سال ۱۰۰۵ تا ۱۰۳۴ هجری قمری بر کرمان فرمان‌روایی و آثار و بناهای زیادی بنا کرد و در آبادی این منطقه کوشش کرد. این مجموعه‌‏ی زیبا، نفیس و کامل،‏ اثر استاد سلطان محمد، معمار یزدی است.

میدان گنجعلی خان

ابتدا وارد ضرابخانه که در حال حاضر موزه سکه میباشد شدیم. هزینه وردی ۳۰۰۰ تومان است. راهنمای موزه خانم مهربانی بود که با علاقه و اشتیاق فراوان در مورد تاریخ سکه و اسکناس توضیحات مفیدی میداد.

ضرابخانه در ضلع شمالی میدان است. تزئینات داخلی بنا گچ بری به شکل آجر کاذب است. بنا گنبدی بلند دارد و در رأس آن کلاه فرنگی قرار گرفته که بخشی از نور داخل را تأمین می‌کند. پلان بنا مربعی است و ۴ ایوان و ۴ غرفه در اطراف دارد. در زمان تعمیر بنا تعدادی سکه مسی و قطعات فلزی متعلق به ضرب سکه بدست آمده که تأییدی بر کاربرد بنا برای ضرابخانه‌است.

سقف زیبای مسجد گنجعلی خان

این مسجد در دوره اخیر تعمیر و مرمت شده و امروزه تنها جهت بازدید علاقه‌مندان مورد استفاده است و در آن نماز برگزار نمی‌شود.

در کنار مسجد، کاروانسرای گنجعلی خان قرار دارد که فضای زیبایی داشته و محل خوبی برای آشنایی و خرید صنایع دستی استان است. مدرسه و کاروانسرای گنجعلیخان یکی از حوزه‌های علمیه مشهور کرمان است که در ضلع شرقی میدان واقع شده و روزگاری مدرسه‌ای پر رونق بوده که بعدها به کاروانسرا تبدیل گردیده‌است.

محوطه کاروانسرا

سپس وارد بازار مسگرها شدیم که قدمت آن به دوران صفویه برمیگردد اما امروزه بیشتر جنبه توریستی دارد.

در ادامه بازار را تا انتهای آن ادامه دادیم. در میانه بازار حمام و مسجد وکیل قرار دارند که مربوط به قرن ۱۲ م میباشند. مسجد وکیل جاذبه خاصی نداشته و کاربری عمومی دارد. حمام به رستوران تبدیل شده است و فضای دل انگیزی داشت. مدتی در شربتخانه نشستیم و فالوده کرمانی سفارش دادیم. خوشمزه و شیرین بود اما حجم آن زیاد بود.

فالوده کرمانی در حمام وکیل

وقتی از بازار سرپوشیده خارج شدیم وارد میدان تره بار بزرگی شدیم. زندگی عادی مردم در جریان بود و حال و هوای خوبی داشت.

بازار روز

سپس به سمت مقبره مشتاقیه رفتیم. گنبد مشتاقیه که به سه گنبدان نیز شهرت دارد، از آثار دوران قاجار است که در گذشته در جوار قبرستان کهنه و خارج از حصار شهر قرار داشته‌است. این محوطه ابتدا مزار میرزاحسین‌خان بوده‌است. بعدها مشتاق در سال ۱۲۰۶ هجری قمری به جرم آن‌که قرآن را با نوای سه‌تار می‌خواند، سنگسار شد و پیکر او را در کنار مقبره میرزا حسین خان دفن کردند که اینک این مزار معروف به مشتاقیه است.

مشتاقیه

سپس به میدان ارگ برگشتیم و با ماشین عازم آتشکده شدیم. حدود ساعت ۱ بود و با درب بسته مواجه شدیم. این آتشکده مربوط به دوره پهلوی میباشد و آخرین آتشکده این شهر به شمار میرود. آتش موجود در این آتشکده بر اساس نظر موبدان زرتشتی، همان آتش چند هزار ساله‌ای است که از هند به آتشکده محله شهر و از آنجا به این آتشکده انتقال یافته است. به گفته موبد آتشکده هر بار که بناها تخریب شده است و زرتشتیان در شرایط مختلف میعادگاه و نیایشگاه‌شان را جا‌به‌جا کرده‌اند، آتش هم به مکان دیگری منتقل می‌شده است. این آتش درون آتشکده نیز از پیش از دوره ساسانیان روشن نگه داشته شده است. ساعت کاری آتشکده و موزه زرتشتیان همه روزه از ۸-۱۳ و ۱۵-۱۸ است. تصمیم گرفتیم مجددا بعدازظهر برای بازدید از آتشکده برگردیم.

روز آخر (۲۲/۱۱/۹۷) – هر رفتنی را بازگشتی است!

زمان وداع فرا رسیده بود. صبحانه مختصر هتل را خوردیم، اتاق را تحویل دادیم و عازم راه شدیم. مثل همیشه مسیر برگشت طولانی و طاقت فرسا گذشت. برای نهار به میبد رسیدیم. خاطره خوبی از هتل-رستوران حاج ملک داشتیم. اما متاسفانه این خاطره خوب خراب شد. کیفیت غذا اصلا مانند سابق نبود و خیلی افت کرده بود. هزینه نهار که شامل خوراک زبان و خورشت قیمه بود ۶۸ هزار تومان شد.

نهار در میبد

مسیر بارانی و جاده شلوغ بود. پس از ۱۲ ساعت به تهران رسیدیم که این بار خاکستری نبود و بوی خاک و باران میداد. استقبال بدی نبود!

کرمان دوستت داشتم، دوباره برای دیدن ستاره های کویر باز خواهم گشت!

 

هزینه ها برای دونفر:

اقامت(۴ شب): ۵۸۰ هزار تومان

گشت میبد: ۴۰ هزار تومان

غذا: ۴۵۰ هزار تومان

بنزین: ۲۵۰ هزار تومان

ورودی: ۲۷ هزار تومان

متفرقه: ۵۰ هزار تومان

مجموع: یک میلیون و چهارصد هزار تومان.